تبليغاتX
خدا عشق

خدا عشق

سلام

خیلی وقته که نبودم راستش دلم واسه نوشتن تنگ شده و..

 

این مدت اتفاقای زیادی تو زندگیم افتاده و یک اتفاق بزرگ

 

همراه زندگیمو پیدا کردم

 

کسی که حالا عزیزترینمه

 

دیگه قبول ندارم که میگن آدم خودشو از همه بیشتر دوست داره

 

چون من حالا یه تجربه دیگه دارم....

 

همسر مهربان و عزیز که داریم زندگیمونو با هم شروع کردیم

 

و از خدای مهربونمون خواستیم که

 

مثل همیشه عاشقونه کمکمون کنه

 

که قدر همو بدونیم و

 

خوشبخت باشیم.....

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت12:53توسط niayesh | |

اگر از چیزی ناراضی هستی ...

حتی اگر کار خوبی که دوست دارید انجام دهید

اما نمیتوانید انجام دهید.. فعلا دست نگه دارید!

اگر کارها خوب پیش نمیرود تنها دو توضیح دارد:

۱- یا پشتکارتان آزمایش میشود

۲-باید جهتتان را عوض کنید

برای این که تشخیص دهید کدام مورد صدق میکند

چون ضد هم هستند .

از سکوت و دعا کمک بگیرید

جریان به تدریج به نحو عجیبی برایتان روشن میشود

 تا آنجا که کاملا میفهمید چه باید بکنید

پس از آن احتمال دیگر را رها کنید

به خاطر اینکه خدا یار و یاور آنهاییست

که رویای زندگیشان را دنبال میکنند.

بزرگی میگوید:

همه چیز تبدیل به خیر میشود

اگر اوضاع خوب پیش نمی رود

 چون هنوز به هدفتان نزدیک نشده اید

با ایمان به پیش روید او همراه شماست.

 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت0:33توسط niayesh | |

می نشینم اندکی با خویش تن

تا ببینم کیستم یا چیستم

شعر می گوید بگو من عاشقم

عشق می گوید که با او زیستم

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت1:20توسط niayesh | |

خلوت عاشقانه ای دارم

بر زبانم ترانه ای دارم

من درختی همیشه سر سبزم

ریشه بیکرانه ای دارم

عاشق خلق عالمم یکجا

مذهب عارفانه ای دارم

همه را دوست دارم از ته دل

بهر هر یک بهانه ای دارم

در قبول سخن در کنار تو

از خدا پشتوانه ای دارم

 

+نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت20:52توسط niayesh | |

دلم گرفته نمیدونم باید چی کار کنم؟؟؟

اینقدر تنگ شده که ترسیدم!!

خدا جونم زود باش

+نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت18:15توسط niayesh | |

خدای عزیزم منتظرم   خواهش می کنم زود باش

آخه دلم کوچیک عین بچگی هام هنوزم دلم میخواد

زود  زود بهم جواب بدی ...

نه این که فکر کنی

 حتی یه لحظه هم شک کردم که حواست

بهم نیستا اما دلم یکمی گرفته ،

خوب می دونی چطوری حال دلم خوب میشه

پس مثل همیشه امیدمو با رحمت بی کرانت پاسخ بده

خیلی دوست دارم و

 به خاطر همه ی نعمت هات شکرت می کنم  خدای عزیزم

و به خاطر اینکه میدونم زود جواب مثبت به خواستم میدی

جلو جلو میگم ممنونتم با تمام وجود

بازم مثل همیشه هوامو داشته باش خدای مهربونم

بازم میگم دوست دارم یه عالمه

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت21:25توسط niayesh | |

اگرصبور نیستی خود را وادار به صبر کن

زیرا کم پیش ما آید که کسی خود را شبیه گروهی کند

و یکی از آن ها نشود

امام علی علیه السلام

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت0:12توسط niayesh | |

همیشه یادت باشه

 خداوند رحمت و امیده

و این رحمت اینقدر زیاده

که حد و اندازه نداره  

پس یادت باشه هر وقت

از خدا یه چیزی خواستی

چیزه بزرگی بخوای

کاشکی میدونستیم

که خدا چقدر

 دوستمون داره

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت21:54توسط niayesh | |

باز زندگی و باز عشق و دوست داشتن

چه احساسی زیباتر از این !!!!!!!!

زندگی بهانه می خواهد و

 هر چه این بهانه زیباتر باشد

زندگی زیبا تر است

و من

دوستت دارم را دل انگیز ترین شعر جهان یافته ام

دوست داشتن آن گونه

 که دستان هم را بگیریم و با هم به اوج برویم....

 آری باید بتوانیم همه انسانها را دوست داشت تا خوشبخت زیست

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت21:37توسط niayesh | |

 

زمانی که خداوند عشق را آفرید ، تنها تو بودی که

این امانت را قبول کردی !!!!!

پس همیشه یا دت باشد که

امانت دار خوبی باشی .....زیرا یگانه دلیل یگانگی

تو در بین مخلوقات عشق است..

  

به روزهای پر از دل پریشی و تشویش

رها نکرده مرا عشق یک نفس با خویش

امان نمیدهد تا به غم بیندیشم

خوشا به حال کسی که از مسیر روشن عشق

برای روز مبادا گذر کند از پیش

عنان خویش را به دست هر نگار مده

بدون عشق مروید جوانه ای

بدون عاطفه کاری نمی رود از پیش

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت21:35توسط niayesh | |

خداوندا مرا وسیله صلح خود قرار ده

آن جا که کین است باد که عشق آورم

آن جا که تقصیر است بادا که بخشایش آورم

آن جا که تفرقه است بادا مه یگانگی آورم

آن جا که خطاست بادا که راستی آورم

آن جا که شک است بادا که ایمان آورم

آن جا که نومیدی است بادا که امید آورم

آن جا که ظلمات است بادا که نور آورم

آن جا که غمناکی است بادا که شادمانی آورم

خداوندا ، بادا که بیشتر

در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن

در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن

در پی دوست باشم تا دوست داشته شدن

چرا که

با بخشیدن است که می گیریم

با فراموشی خویش تن است که خویشتن را می یابیم

با بخشودن است که

بخشایش به کف می آوریم

با......                                   

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت23:22توسط niayesh | |

 

میلاد امام رضا (ع) بر تمامی دوستان

 مبارک باد

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت23:46توسط niayesh | |

 

روزی که به دنیا آمدی خدا همه وفور نعمت در کاینات را

با بخششی کبریایی به تو هدیه داد.

فرشته ای به نام مادر را ،که مظهر عشقی بی توقع است

بر بالینت نشاند....

گهواره پیچیده در حریرت را دستان پر مهر پدر نرم به خواب

دعوت میکرد.

هر انچه آموختی ، با نگاه پر عطوفت معلم بر لوح دلت جای گرفت

ترانه باز باران با ترانه با گوهر های فراوان........

زیر کنبد رنگین کمان هر بهار

سقف فلک را چراغانی می کرد...

در روزگارت هیچ لحظه ای ناپدید نشده و اگر همه رازها را

آشکار نمیبینی پنجره دیده خودت را ببند..

دق الباب بر قلب خویش کن و...

از آنچه بی ریا ست  بیاموز که همه خواست خداست

آن شکر گزاریست  که با مهر بر لب نجوا شود...

هر قدم که به سوی یک چشم منتظر برداری

هر احساس که بر روی صورت بنمایانی

یک تشکر از خداست که آن هم بی جواب نخواهد ماند...

به خودت ببال که می بینی ،و میفهمی و مهر الهی در

وجودت ریشه دارد..

حرکت به سوی نورشتاب نمیخواهد ،مرکب عشق را

می طلبد .....

بگذار تمام انرژی تو در نگاهی پر مهر مشتاق

بخشیده شود....

عشق اگر در همه وجودت جریان داشته باشد

تو را به رقص وا می دارد ، و لحظه ای فرا میرسد

که روحت اسیر پیکری سخت نیست......

همه در دل تو جای حواهند گرفت و رقص شادی

دیگران همه آنچه بخشیده ای را به هزاران برابر

دریافت خواهد کرد..

و تو با تجلی خویش مرزی باقی نگذاشته ای..

همین جا و اکنون مهربان باش ، شکر کن

و با شور مهر بخشیدن ، زندگی کن!!!!!

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت14:51توسط niayesh | |

خدایا دلم تنگه واست

بازم مهربونیت مثل

 

همیشه

 تو آغوشم گرفته.......

 

 

 

+نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت23:42توسط niayesh | |

بیا با هم لحظه های ناب بودن توی دنیا را احساس کنیم،

لحظه هایی سرشار از عطر زیستن، نفس کشیدن،

دیدن طلوع خورشید در یک صبح بهاری، ترنم خوش بارون

خواب دوره کودکی،بوسیدن دستان خسته پدر از تلاش

شبانگاهان نگاه پر ز مهر مادربا چشم های نگران و پر از

عشق دیدن چهره ی معصوم بچه ها که مثل فرشته ها ن

محبتی بی دریغ همراه با لبحندی سر شار از بودن در کنار

همسر وقت تنگه به دنیا نگاه من تا میتونی لذت ببر،

زندگی کن...  اما دل نبند..

 

آیا شما مردم (به حس) مشاهده نمیکند که خدا انواع

موجوداتی که در آسمان و زمین است برای شما مسخر

کرده و نعمت هایظاهر و باطن خود را برای شما فراوان

فرموده  (با وجود این) بعضی از مردم بی خبر از کتاب

روشن حق ،از روی جهل و گمراهی در دین خدا

مجادله می کنند  .

                                                              سوره لقمان 20

+نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت19:59توسط niayesh | |

باز کار بهاره ای کردی

 

باز ما را ستاره ای کردی

 

من نبودم تا باز گفتی باش

 

تو به خلقت اشاره ای کردی

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت17:7توسط niayesh | |

 

 

گر که میخواهید مس را  زر کنید

اندکی آینده را بهتر کنید

ای بزرگان با بزرگی های خویش

کودکی های مرا با ور کنید

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت22:28توسط niayesh | |

خدای عزیزم دوستت دارم اما  این بار نمیخوام بگم واسه چیزایی

که بهم دادی دوست دارم، فقط به خاطر اینکه تو خدای عزیز منی

و خیلی دوست داشتنی هستی ....

بعضی ها همیشه  میگن باید از خدا ترسید تا به راه غلط نرفت

اما من اصلا این حرفو قبول ندارم ...

من  از رو عشق تو و اینکه می دونم  خیلی دوستم  داری

همیشه سعی کردم آدمه  خوبی باشم تا 

 تو هر روز عشقت به من بیشتر بشه .....

آخه میدونی ......آره  خودت میدونی که

چی میخواستم بگم....

بازم میگم دوست دارم و ازت خواهش میکنم

بیشتر از همیشه

هوامو داشته باش.....

دوست دارم یه عالمه..

 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت17:9توسط niayesh | |

عشق بازی به همین آسا نی ست...

که دلی را بخری ، بفروشی مهری

شادمانی را حراج کنی

رنج ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

عشق بازی به همین آسا نی ست...

دست آرام و نوازش بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

و مسیحای کسی با جمعی

 عشق بازی به همین آسا نی ست...

هر که با پیش سلامی در اول  صبح

وخداحافظی شادی در آخر روز

ونگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوع و سجودی با نیت شکر

عشق بازی به همین آسا نی ست...

 

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت18:55توسط niayesh | |

زیر باران بیا قدم بزنیم

حرف نشنیده ای  به هم بزنیم

 

نو بگوییم و نو بیاندیشیم

عادت کهنه را بیا بهم بزنیم

 

وز باران کمی بیاموزیم

که بباریم و حرف کم بزنیم

 

چتر را تا کنیم و خیس شویم                                         

لحظه ای پشت پا به غم بزنیم

 

سخن از عشق خود به خود زیباست

سخن عاشقانه ای به هم بزنیم

 

قلم زندگی به دست دل است

زندگی را بیا رقم بزنیم


 

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت0:32توسط niayesh | |

دوست داشتن خود، نخستین گام و نخستین تجربه ی عاشقانه است.

کسی که خود را دوست می دارد، به خویش احترام می گذارد.

کسی که خود را دوست می دارد و به خویش احترام می گذارد، دیگران را نیز دوست می دارد و به آنها

احترام می گذارد دیگران را نیز دوست می دارد و به آنها احترام می گذراد.

 چنین آدمی پیش خودمی اندیشد : دیگران نیز مانند من هستند.

همان طور که من مظهر خداوندم، از عشق سرمست می شوم و احساس احترام می کنم،

 دیگران نیز مانند من اند. کسی که خود را دوست می دارد، از عشق بهره مند می شود.

. او سرشار  می شود از عشق. عشق از او جاری می شود همچون رود و بــه

دیگـــران می رسد. کسی که خود را دوست می دارد، عشق را با دیگران قسمت می کند.

وقتی درک کنی که دوست داشتن خود تا چه اندازه دلپذیر است،

خواهی دانست که سهیم شدن آن با

دیگران دلپذیر تر و دل انگیز تر است.

 عشق تو به خود، بتدریج موج برمی داردو به کناره های دیگران نیز می رسد.

آنگاه آدم ها دیگر، حیوانات، پرندگان، سنگ ها آب، باد و باران را نیز دوست خواهی داشت.

تو می توانی هستی را از عشق خود پر کنی;

 همان طور که یک سنگریزه می تواند دریاچه را پر از موج کند.

 کسی که خود را دوست نمی دارد، روحش روز به روز ضعیف تر و ناتوان تر می شود.

رشد درونی چنین آدمی متوقف می شود.

 زیرا این عشق است که به روح غذا می رساند. روح، دانه است و عشق، خاک. باید دانه روح را در خاک

 باید دانه روح را در خاکحاصلخیز عشق بکاری تا بشکفد، ببالد و به گل بنشیند.

دوست داشتن خود، هیچ ارتباطی به نفس و

 نفاسیت نمی تواند در متن آن دوام بیاورد.

 ابتدا نور عشق را به خود بتابان. ابتدا چراغ راه خود باش.

 بگذار این چراغ، ابتدا زوایای تاریک روح خود تو را روشن کند.

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت13:33توسط niayesh | |

اطمینان

روزی اهل روستا تصمیم گرفتند که برای بارش باران دعا کنند .

در روز مقرر همه گرد هم آمدند و فقط یک پسر بچه به همراه خود

چتر آورده بود . به این میگویند ، اطمینان.

ایمان

ایمان همچون کودکی یک ساله است که وقتی شما او را به هوا میاندازید

میخندد....چون میداند که شما او را خواهید گرفت.

امید

هر شب به تختخواب میرویم ، بدون هیچ تضمینی برای این که فردا

صبح از خواب بیدار شویم....با وجود این کلی برنامه ریزی برای

روز آینده داریم...

اطمینان کنید ، به خداوند ایمان داشته باشید و هیچ وقت امید خود را

از دست ندهید.

+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت21:56توسط niayesh | |